خرید بک لینک
شاعری به نام سیمون وِی کارگران به شعر بیشتر از نان احتیاج دارند. آنان نیاز دارند که زندگیشان یک شعر باشد . آنان به نوری از ابدیت نیاز دارند.فقط دین میتواند سرچشمۀ چنین شعری باشد.انقلاب، و نه دین ، افیون تودههاست .محرومیت از این شعر ، علت همۀ ناامیدیهاست.بردگی یعنی کار بدون هیچ نوری از ابدیت، بدون شعر بدون دین.هر شعری دربارۀ مردم که خستگی، و نیز گرسنگی و تشنگی ناشی از خستگی در آن تصویر نشده باشد فاقد اصالت است.□ در حالِ خواندنِ کتابِ «جاذبه و رحمت » اثرِ سیمون وِی با ترجمه « بهزاد حسینزاده» از نشرِ نی هستم .تاملات معنوی و فلسفیِ سیمون وِی ، مثلِ یک شعرِ ناب است . خواندنِ کتابِ جاذبه و رحمت برای شاعران و علاقهمندان شعر واجب است . همچنانکه که « ترس و لرز » از سورن کییر کگور و « وضع بشر » از هانا آرنت یک شعرِ فلسفیِ دشوار است . شعر کردن و عرفان کردن از نوعِ سیمون وِی . چه کسی چه کسی را برپا میکند . الزامی ندارد مذهبی باشی تا سیمون وِی را بخوانی و با نظراتش موافق باشی . سیمون وِیی که در خانوادهای متولد شده که هیچ مذهب و عقیدهای بر او تحمیل نشده . سیمون وِی از طرفدارانِ آزادی بیان و اندیشه و قلم بدونِ هیچ محدودیتی است

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 18:23

خانم فریبا صدیقیمشاعر عزیزبا درود فراوانشعرهای شما را طی سالها خوانده بودم و میخوانم . و یک شعر از شما را که دوستمان رُزا جمالی ، خوانش کرده بود . اتفاقی در کتابفروشی محلمون «شهرکتاب راه» ، کتاب شعر شما « این قلب معمولی نمیزند» را خریدم و با اشتیاق خواندم . شعرهای شما با من گفتگو میکند . شعرهایت از جا بلند میشود و در روح و روانم جاری میشود. فریبا صدیقیم چقدر ذهنیتباور است؟ به لحظه حال از نوعِ اکهارت تُلهای نظر داری به عنوان تنها زمانِ واقعی؟...در همین کتابفروشی در جلسات«سینماشعر» کاش میشد شما بودی و شعرهایتان را با صدای خودتان میخواندید. هرچند شعر را در کنارِ خواندن باید روی کاغذ هم دید . از شعرهای کتاب « این قلب معمولی نمیزند» چند تا را چندبار خواندم و دوست داشتم. مثلن شعرهای " رمز ورود و شاید مرده باشم " .چرا وقتی یک زن ، شعر مینویسد جنسیتاش مشخص است و بیجنسیت نیست؟ باور دارم شعرِ زنانه بیجنسیت است. مثلِ فیلم-شعر " من تو او مرد او زن " اثر شانتال آکرمن فقید.از بابت شعرِ زن ، یک جلسه در ارتباط با " تنانگی در شعر و هنر " را داشتیم. آنجا با امیر وزین، گفتگویی درباره شعرِ زنان داشتم. در نشانی زیر فایل صوتی جلسه قابل شنیدن است :https://t.me/vasazi/4399شعر در به یادآوری است.پاییز ، آزادسازیِ فکرامیر قاضی پور۲۲ آبان ۱۴۰۲

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 18:23

احضارِ تاریخخوانش مدرن از شاهنامهشعرخوانییکسان دانستنِ زندگیو تئاترشعر / زمان / مکان / کشورها / ویرانگی سازندگی /مرزهایِ شخصیتهادر فیلم : سیاوش در تخت جمشیدنوشته و کار : فریدون رهنمابارگذاریِ مجدد!هر روز باید یک فیلم خوب دیدفیلم «سیاوش در تخت جمشید»کارگردان: فریدون رهنمامحصول ۱۳۴۶ خورشیدیخلاصه فیلم: دو تیره در جنگند. سیاوش میکوشد که جنگ، پایان یابد. جنگی که مانع میشود مردمان خودشان باشند. اما اطرافیان سیاوش آرام نمینشینند و با دسیسهها و دروغها کار را به یک خونریزی مجدد میکشانند...هر خونی خونِ سیاوش استاز خونِ سیاوش تا گیاهِ سیاوشفیلمی که برای درکش حداقل باید سه چهار بار آنرا به دقت دیددانلود فیلم سیاوش در تختجمشید در کانال تلگرام شعر بی پایان :https://t.me/vasazi/4564

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1402 ساعت: 15:10

از یهودیهایِ آدمکش و انتقامجوی اسرائیلیتا یهودی مثلِ آرنت که انتقامجویی را رد میکندما گزارههایی نظیرِ " جنایتِ بزرگ " جنایتی علیه طبیعت است ، به نحوی که خودِ زمین فریادِ انتقامجویی بر میآورد؛ و شر هماهنگی طبیعی را به نحوی از میان میبرد که تنها مکافات میتواند آن را بازگرداند؛ و جمعی که نسبت به آن کار خلافی صورت گرفته است وظیفهای در قبالِ نظمِ اخلاقی دارد که باید جانی را مجازات کند - ما این گونه گزارهها را نمیپذیریم و آنها را بربری و سبعانه میدانیم.- هانا آرنت فارسیی : خشایار دیهیمی

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1402 ساعت: 15:10

کدام'>کدام لحظه کدام حضور؟ میانِ این همه داده زائد اینترنتی آخرین بازدید به تازگی! این صفحه توسط ادمین اداره میشود!

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 14:11

لیلی افشار با گیتارش خاموش نشده است. شعر فقط نوشتههای بر روی کاغذ نیست. لیلی افشار در آلبومها و آثارش یک شاعر خوب بود و هنوز هست و جریان دارد. شعر در به یادآوری است .شاعری به نام لیلی افشارگیتارِ لیلی افشار.در دنیایِ اغلب مردانه یِ گیتار ، گیتار لیلی افشار را دوست دارم و می پسندم؛مخصوصن در آلبوم مسخ .شعرِ گیتار از لورکا✔️شیونِ گیتارآغاز میشوداز همان سپیدیِ نخستپیالهها می شکنند.شیونِ گیتارآغاز میشود.خاموش کردنش بیهوده است.خاموش کردنشناممکن.شیونش، یکنواخت و آرام است.به گونه یِ شیون آبو شیونِ بادبر بارشِ برفخاموش کردنش بیهوده استچرا که در غمِ چیزهایِ دور میگرید،که خواهان کاملیاهای سپیدند.گیتاربر تیرِ بی هدفبر شامگاهِ بی فرداو بر اولین پرنده یِ مُرده بر شاخه میگریدآه،ای گیتارای قلب زخمیبه تیغه یِ پنج شمشیر.فارسی ی: رضامعتمدی

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 14:11

صفحه بندی